به گزارش پایگاه خبری طلوع سیاست
یک جامعه شناس: خشم اقتصادی، نمود اجتماعی پیدا کرد
هشت هفته است، شنیدن در میان آن بخش از جوانان معترض کشور و مسئولان و برعکس به طور کامل قطع شده است. این قطع شنیدن، زمانی اهمیت بیشتری می یابد که حتی جوانان نخبه و دانشجویان کشور نیز گوش خود را بسته اند و می گویند دیگر گفت و گویی نمی کنیم؛ زیرا سالها حرف زده شده؛ ولی گوشی برای اصلاح و ترتیب اثر دادن به خواست های مردم نبوده است.
چرا جوانان معترض این روزها تا این حد عصبانی هستند که حاضر به گفت و گو در راستای حل مشکلات نیستند؟ پژوهشگران اجتماعی معتقدند که راه عبور از این شرایط گفتمان نیست بلکه اگر کشور بخواهد کاری کند باید اقدام فوری اقتصادی داشته باشد نه اقدامات اجتماعی و فرهنگی.
اردشیر گراوند ، جامعه شناس و تحلیلگر مسائل اجتماعی در گفت و گو با رکنا با اشاره به اینکه جامعه ایرانی در طول ۱۵ سال، به خصوص ۳ سال اخیر، درگیر مسائل اقتصادی بنیادی بوده و به جهت اینکه پاسخی دریافت نکرده است، خشمش نمود اجتماعی و فرهنگی پیدا کرده است، گفت: یک سری شاخص برای یک زندگی عادی از جمله درآمد، ازدواج، اشتغال، فرزندآوری و رفاهیات و… داریم که باید تامین باشند اما در سالهای اخیر، چنین چیزی رخ نداده است.
این افراد پاسخی نگرفتند؛ بنابراین خشونت در آنها جمع و در نهایت به اعتراض تبدیل شد. بعضی اوقات، فردی قندِ خون ش می افتد و ممکن است به موجب همان، دچار بدخلقی شود؛ ولی اگر قندخونش تامین شود، دیگر مشکلی به وجود نخواهد آمد. مشکل این روزهای جامعه ایرانی، به مثابه همان افت قند خون این ملت است؛ یعنی به کف مطالبات زیستی انسان ها پاسخی داده نمی شود و مردم نیز راهی برای دسترسی به آن پیدا نمی کنند؛ در نتیجه، خواسته آنها به یک سری رفتارها در حد حضور در سلف دانشگاه تقلیل پیدا می کند. یعنی یک موضوع بنیادی زندگی مثل اشتغال، اسکان، درآمد و… به در دسترس ترین عامل تقلیل پیدا کرده است.
گراوند با اشاره به اینکه وقتی زندگی عادی تامین باشد، افراد آزادتر نیز خواهند بود، افزود: گاهی اوقات، خودمان بعضی کارها را کرده ایم که آنها از آب گل آلود ماهی گرفتند.
این جامعه شناس در ادامه گفت: گفت و گو شاید راه حل نباشد. اقدام عاقلانه برای رفع مشکلات اقتصادی و اجتماعی شاید راه عبور از این شرایط است.
مسئله این روزها معیشت جامعه است و حاکمیت باید اقدام جدی در مسئله معیشت افراد انجام دهد. اگر حکومت بخواهد کاری کند باید اقدام فوری اقتصادی داشته باشد نه اقدامات اجتماعی و فرهنگی.
در تمام این سالها، پیش از همه چیز، عدالت سرزمینی برقرار نشد؛ یعنی همه به تهران مراکز مهم کشوری، در تهران بنا شد. بعد از آن اشتغال به اندازه ای که باید و شاید توسعه نیافت. سپس تورم به جایی رسید که کسی که شغل دارد هم دستش به دهانش نمی رسد چه برسد به اینکه بیکار باشد. لذا باید اصلاح اساسی ساختار حکومت بر سیستم مالی اعمال شود. هر چه خشونت، با خشونت پاسخ داده شود، ممکن است آن پاسخ مطلوبی که همه به دنبالش هستیم را نتوانیم به دست بیاوریم.
































