• امروز : سه شنبه - ۲۶ اسفند - ۱۴۰۴
  • برابر با : Tuesday - 17 March - 2026

اخبار ویژه

خودشیفتگی و تحقیر | «کفش‌هایی که برای پایشان بزرگ است» نقشه خطرناک آمریکا برای ایران/ استراتژی جنگ دو فازی/ چگونه می توان جلوی طرح جنگی جدید آمریکا را گرفت؟ حمله پهپادی به لاف‌های ترامپ | سقوط همه شاخص‌ها تمهیدات ویژه منطقه آزاد اروند برای تأمین کالاهای اساسی و مواد اولیه تولید در شرایط بحرانی ترامپ برای جنگی به این گستردگی آماده نیست تصمیم‌گیری درباره جنگ و صلح باید به تصویب شورای موقت رهبری و مجمع تشخیص مصلحت برسد/ آتش بس و مذاکره خلاف مصلحت کشور است/ مسئولان کشور باید با صراحت هرگونه مذاکره‌ای را رد کنند بیش از ۱۰ نفتکش در تنگه هرمز مورد اصابت قرار گرفت جلسات شورای موقت رهبری به سرعت تشکیل شد/اقدام مطلوب دولت برای تأمین مایحتاج عمومی «بی‌نام» به مرحله تدوین رسید وزیر ترامپ سگ خانگی‌اش را به ضرب گلوله کُشت «فورا اسرائیل را ترک کنید» مشارکت اصناف شیراز در جشن گلریزان آزادسازی زندانیان جرائم غیرعمد فارس دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا از جدی‌ترین ادوار مذاکرات بود   پاسخ پزشکیان به اظهارات ترامپ درباره ۳۲ هزار کشته | اینها نیامده بودند که اعتراض بکنند رشد نقدینگی به ۴۱ درصد رسید

12

موهای روی تشک صورتی، متعلق به “پرنیا” است

  • کد خبر : 37890
  • 24 خرداد 1404 - 2:59
موهای روی تشک صورتی، متعلق به “پرنیا” است

به گزارش پایگاه خبری طلوع سیاست مریم، دوست نزدیک پرنیا حالا در گفتگویی، از زندگی‌ او می‌گوید، به گفته او، تصویری که از صبح امروز خبرگزاری فارس منتشر کرد و در آن گوشه‌ای از موهای زنی از زیر آوار و روی یک تشک صورتی پیداست، متعلق به پریا عباسی است.    تصویر موهای روی تشک […]

به گزارش پایگاه خبری طلوع سیاست

مریم، دوست نزدیک پرنیا حالا در گفتگویی، از زندگی‌ او می‌گوید، به گفته او، تصویری که از صبح امروز خبرگزاری فارس منتشر کرد و در آن گوشه‌ای از موهای زنی از زیر آوار و روی یک تشک صورتی پیداست، متعلق به پریا عباسی است. 

2

 

تصویر موهای روی تشک صورتی، متعلق به پرنیا است 

مریم می‌گوید پدر پرنیا بازنشسته  آموزش و پرورش و مادرش بازنشسته بانک ملی بوده است. صبح امروز، جمعه پرنیا قرار بود که با سارا دوست نزدیکش در ساعت ۱۱ در نزدیکی خانه پرنیا دیدار داشته باشند. 

بعد از این اتفاق مریم به خانه آنها می رود و با خانه ویران شده‌شان در بلوک چهار مجتمع ارکیده، در خیابان ستارخان، نزدیک پمپ بنزین روبرو‌ می شود. بلوک چهار این مجتمع، ۱۰ واحد بوده است که طبقه ۵ تا ۳ تخریب شده است و به نظر می‌رسد همه ساکنانش فوت شده‌اند.

مریم از نزدیک دیده است که ابتدا پیکر پرنیا از زیر آوارهای خانه شان خارج می شود و بعد برادرش: «پدر و مادرش را نتوانستند همزمان نجات دهند و نیروهای امداد گفتند باید لودرها بیایند برای آواربرداری تا بشود پیکرهای آنها را از زیر اوار بیرون کشید. پرهام، برادر پرنیا دانش اموز و متولد ۱۳۸۸ بود.»

به گفته او، وسط ساختمان آن‌ها مورد اصابت قرار گرفت و همین موضوع باعث شده ساختمان بریزد: «کسانی دیگر هم در ساختمان آنها فوت شده اند. آن عکس با تختخواب صورتی که خون رویش‌ریخته برای همان محل است.»

پرنیا روزی در تکه‌شعری که بعدها در مجله وزن دنیا منتشر شد، نوشته بود: 

«در هزارجا

من به پایان می‌رسم

می‌سوزم

می‌شوم ستاره‌ای خاموش

که در آسمانت 

دود می‌شود… .»

لینک کوتاه : https://tolosiyasat.ir/?p=37890
   

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها