به گزارش پایگاه خبری طلوع سیاست
،
![]()
به گزارش خبرفوری به نقل از آمریکن کانسرتیو، اگر چنین تصوری در واشنگتن شکل گرفته باشد، بسیاری از تحلیلگران معتقدند این تصمیم نهتنها اشتباه، بلکه بهشدت خطرناک است؛ تصمیمی که میتواند آمریکا و منطقه را وارد بحرانی کند که کنترل آن بسیار دشوار خواهد بود.
واقعگرایی و جنگی که توجیه ندارد
دولت ترامپ بارها گفته سیاست خارجی خود را بر پایه «واقعگرایی انعطافپذیر» بنا کرده است. اما از نگاه نظریهپردازان روابط بینالملل، هیچ نسخهای از واقعگرایی جنگ با ایران را در شرایط فعلی توصیه نمیکند.
به ادعای نویسنده آمریکن کانسرتیو، واقعگرایی بر دو اصل کلیدی تکیه دارد: جغرافیا و توازن قدرت. ایران، هرچند بازیگری مهم در خاورمیانه است، اما در آن سوی جهان قرار دارد و قدرتی در منطقه محسوب میشود. از این منظر، تهران تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی آمریکابه شمار نمیآید.
بیشتر بخوانید:
خشم ترامپ از مخالفت بریتانیا با حمله به ایران
کابینه اسرائیل در بیخبری؛ تصمیم جنگ با ایران محدود به چند نفر شد
رژیم سیاسی؛ مسئلهای فرعی از نگاه واقعگرایان
آنطور که این نشریه آمریکایی استدلال کرده است؛ برخلاف رویکردهای ایدئولوژیک، واقعگرایان توجه چندانی به ماهیت نظامها ندارند. جمهوری اسلامی ایران یک حکومت دینی است، اما از دید واقعگرایانه، این موضوع دلیل کافی برای جنگ نیست.
هدف سیاست خارجی آمریکا، بهزعم این دیدگاه، حفظ امنیت و رفاه شهروندان آمریکایی است، نه تلاش برای دگرگونی نظامهای سیاسی در کشورهای دوردست، پروژهای که تجربه نشان داده اغلب پرهزینه و ناکام بوده است.
مسئله هستهای؛ دیپلماسی یا جنگ؟
ایالات متحده بدون تردید علاقهمند به جلوگیری از گسترش سلاحهای هستهای است. اما حتی این هدف نیز الزاما ارزش ورود به یک جنگ تمامعیار را ندارد. تجربه توافق هستهای ۲۰۱۵ نشان داد که ایران در مقاطعی آماده تعامل و پایبندی به چارچوبهای دیپلماتیک بوده و همچنان نیز از مذاکره سخن میگوید. از این منظر، جنگ با ایران نهتنها غیرضروری، بلکه غیرعقلانی به نظر میرسد.
ایران هژمون منطقهای نیست
یکی از دلایل کلاسیک مداخله نظامی آمریکا، جلوگیری از ظهور یک «هژمون منطقهای» است؛ کشوری که بتواند منطقه خود را تحت سلطه بگیرد و تهدیدی فراتر از آن ایجاد کند. اما نویسنده یادداشت آمریکن کانسرتیو پرسیده است: ایران چه نسبتی با این تعریف دارد؟
بسیاری از تحلیلگران معتقدند هژمون در حال ظهور خاورمیانه، اسرائیل است؛ متحد ویژه و استراتژیک آمریکا! از نگاه تلآویو، ایران مانع اصلی در مسیر تثبیت برتری منطقهای به شمار میرود.
این نشریه ادعا کرده است که در صورت فروپاشی نظام ایران یا روی کار آمدن حکومتی همسو با اسرائیل، تلآویو دست بازتری برای اعمال قدرت در منطقهای حیاتی برای اقتصاد جهانی خواهد داشت. این سناریو، از منظر واقعگرایانه، به معنای خلق یک هژمون منطقهای است، نه مهار آن.
بازدارندگی طبیعی یا جنگ پرهزینه؟
برخی مقامات آمریکایی استدلال میکنند حذف ایران به واشنگتن اجازه میدهد از خاورمیانه عقبنشینی کند. اما واقعگرایان نظر متفاوتی دارند: آمریکا باید نیروهای خود را کاهش دهد تا توازن طبیعی میان ایران، ترکیه و کشورهای عربی شکل بگیرد؛ توازنی که میتواند بهطور جمعی قدرت اسرائیل را مهار کند.
سناریوهای تاریک پیش رو
هشدارها درباره پیامدهای جنگ کم نیست. ایران بارها اعلام کرده در صورت حمله، واکنشی شدید برای بازگرداندن بازدارندگی نشان خواهد داد. بسته شدن تنگه هرمز میتواند بازار جهانی انرژی را به آشوب بکشد و اقتصاد جهان را وارد رکود کند.
بدتر از آن، احتمال هدف قرار گرفتن نیروها یا ناوهای آمریکایی وجود دارد. کشته شدن سربازان آمریکایی میتواند واکنشهایی زنجیرهای و غیرقابل پیشبینی در پی داشته باشد. حتی تشدید هستهای نیز (بهویژه در صورت حمله ایران به اسرائیل) کاملا منتفی نیست.
هشداری از دل محافظهکاری
نویسنده این تحلیل که از همکاران نشریه آمریکن کانسرتیو است، مینویسد اندیشه جنگ با ایران احساسی عمیق از هراس و نگرانی ایجاد میکند. پیام نهایی روشن است:
آمریکا در برابر انتخابی سرنوشتساز قرار دارد: دیپلماسی و واقعگرایی، یا جنگی بزرگ با پیامدهایی غیرقابل مهار. تصمیمی که نهفقط آینده خاورمیانه، بلکه جایگاه جهانی ایالات متحده را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
































