• امروز : یکشنبه - ۹ آذر - ۱۴۰۴
  • برابر با : Sunday - 30 November - 2025

اخبار ویژه

برگزاری رقابت های مینی‌فوتبال بانوان در باغ جنت شیراز/ فارس آماده درخشش در رقابت‌های قهرمانی کشور پزشکیان: ما هم نمی‌دانیم چرا «قاسمی» دبه کرد که مردم بی‌برق بشوند! برگزاری بزرگ‌ترین رویداد صنعتی جنوب کشور در مرکز استان فارس در قالب پنج نمایشگاه تخصصی صنعت، متالورژی، ابزارآلات، صنعت چوب و صنعت برق ضرورت توجه پایدار به موضوع سلامت اجتماعی و حمایت از بیماران و همراهان بیمار دکتر بهتاش فضلی مسئول عمرانی و مالی ناحیه یک شیراز شد آمریکا، کنترل روسیه بر شرق اوکراین را به رسمیت می شناسد حمله اسرائیل به سوریه با ۱۳ کشته/ محاصره و درگیری با اهالی و زخمی شدن ۶ سرباز اسرائیلی/ ارسال پهپاد برای نجات سربازان تجلیل از ائمه نماز جماعات مساجد بازارهای شیراز در اتاق اصناف مرکز استان فارس برگزاری نخستین المپیاد فرهنگی و ورزشی  افراد دارای اختلال اعصاب و روان در شیراز ضرب‌الاجل کارگران به تأمین اجتماعی / افشای گزارش ۵۰ درصدی در صورت تداوم آلودگی هوا؛ مدرسه تلویزیونی جایگزین روش‌های مجازی آموزش می‌شود تونل زمان| رئیس فدراسیون فوتبال از همراهی تیم ملی محروم شد! «قتل وکیل» در مقابل دادگستری شهریار تکذیب شد نیچه؛ فیلسوفی با ذهن بزرگ و جیب خالی برگزاری اجلاس عمومی اتاق اصناف مرکز استان فارس با حضور نایب رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی و رئیس کمیسیون ویژه حمایت از تولید مجلس شورای اسلامی/ مطرح کردن مشکلات توسط مسئولان حوزه اصناف فرصت مناسبی برای رفع خلاهای قانونی است

0

پزشکیان: ما هم نمی‌دانیم چرا «قاسمی» دبه کرد که مردم بی‌برق بشوند!

  • کد خبر : 40598
  • 08 آذر 1404 - 23:34
پزشکیان: ما هم نمی‌دانیم چرا «قاسمی» دبه کرد که مردم بی‌برق بشوند!

به گزارش پایگاه خبری طلوع سیاست به گزارش همشهری‌آنلاین، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، جمله‌اش را با خنده گفت؛ همان لبخندهای کوتاهی که معمولاً برای سبک‌تر کردن یک واقعیت سنگین استفاده می‌شوند. اما این بار، خنده کار نکرد. او گفت: «آقای قاسمی قرار بود ۱۰ هزار مگاوات پنل خورشیدی نصب کند، اما دبه کرد. ما هم […]

به گزارش پایگاه خبری طلوع سیاست

به گزارش همشهری‌آنلاین، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، جمله‌اش را با خنده گفت؛ همان لبخندهای کوتاهی که معمولاً برای سبک‌تر کردن یک واقعیت سنگین استفاده می‌شوند. اما این بار، خنده کار نکرد.

او گفت: «آقای قاسمی قرار بود ۱۰ هزار مگاوات پنل خورشیدی نصب کند، اما دبه کرد. ما هم نمی‌دانیم چرا دبه کرد.»
منظور از رئیس‌جمهور از آقای قاسمی، مجید قاسمی، مدیرعامل بانک پاسارگاد بود.

این جمله، هرچند در لحظه طنزآمیز به‌نظر می‌رسید، خیلی زود به یکی از تلخ‌ترین اعتراف‌های اقتصادی سال‌های اخیر تبدیل شد. دولت ایران، برای یک اقدام توسعه‌ای بزرگ، نه به بودجه خود متکی است و نه به توان حاکمیتی، بلکه به تصمیم یک بانک خصوصی وابسته شده است.

طنزی که پرده را بالا زد

در ادبیات سیاستمدارن گاهی یک جمله بیش از هزار سند رسمی حرف می‌زند.

اینجا نیز همین اتفاق افتاده است. در پس آن خنده، تصویری آشکار شد از جابه‌جایی قدرت در اقتصاد ایران. جایی که بانک‌ها، نه دولت، کلید توسعه را در دست دارند.

پروژه‌ای که می‌توانست ایران را به یکی از بازیگران جدی انرژی پاک تبدیل کند، حالا با یک «دبه» متوقف شده است. و رئیس‌جمهور، صریح و بی‌پرده، می‌گوید دولت حتی نمی‌داند چرا؟

وقتی اختیار توسعه جیب به جیب شد

دهه‌هاست که بخش قابل‌توجهی از ابزار توسعه یعنی خلق پول، تأمین مالی کلان و تعیین جریان نقدینگی از دولت جدا شده و به شبکه بانکی خصوصی‌شده سپرده شده است.

این واگذاری، نه از مسیر رقابت واقعی و شفاف، بلکه از مسیری مبهم و بی‌پاسخ‌گو انجام شد؛ تا جایی که امروز بانک‌ها بزرگ‌تر از بودجه عمومی، قدرتمندتر از بسیاری از وزارتخانه‌ها و تعیین‌کننده‌تر از برنامه‌های توسعه‌ای کشور شده‌اند.
نتیجه؟

پروژه ۱۰ هزار مگاواتی که باید ستون تحول انرژی ایران باشد، به‌جای آنکه در مرکز اتاق‌های فرمان دولت پیش برده شود، در دفتر یک

هیئت‌مدیره تعیین تکلیف می‌شود.

ایرانِ محروم از ۱۰ هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی؛ این تنها یک قرارداد نبود.

۱۰ هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی می‌توانست، کمبود برق تابستان را مهار کند، مصرف گاز نیروگاه‌ها را برای صنعت آزاد کند، وابستگی به سوخت‌های فسیلی را کاهش دهد و ایران را هم‌سو با روند جهانی انرژی پاک قرار دهد.

اما توقف این پروژه نشان داد که مسیر توسعه در ایران بیش از آنکه اقتصادی باشد، ساختاری است؛ ساختاری که در آن دولت، در حیاتی‌ترین پروژه‌های خود، نقش «متقاضی» دارد، نه «تصمیم‌گیر».

قدرتی که پاسخ نمی‌دهد

بانک‌ها در ایران قدرت خلق پول دارند؛ قدرتی که در اقتصادهای توسعه‌یافته به‌شدت کنترل‌شده و تابع ملاحظات عمومی است.
اما در ایران، این ظرفیت به ابزاری برای سودآوری و انباشت دارایی تبدیل شده، بی‌آنکه در برابر توسعه ملی تعهدی ایجاد کند.
در چنین شرایطی، اگر یک پروژه چند ده هزار میلیارد تومانی «صرفه بانکی» نداشته باشد، حتی اگر برای کشور حیاتی باشد، نتیجه‌اش همین می‌شود که امروز شاهدیم: توقف، بلاتکلیفی، و نهایتاً یک جمله تلخ در حاشیه سخنرانی رئیس‌جمهور.

اعترافی که باید جدی گرفته شود

جمله پزشکیان، اگرچه در ظاهر یک گلایه بود، در حقیقت اعترافی ساختاری بود: دولت ایران ابزار توسعه را از دست داده است.
توسعه کشور، گروگان شبکه‌ای است که برای سود خود تصمیم می‌گیرد، نه برای آینده ایران.

این وضعیت را بسیاری از اقتصاددانان «اسارت دولت توسط بخش مالی» می‌نامند اما ماجرای اخیر نشان داد که این اصطلاح، دیگر یک تحلیل دانشگاهی نیست بلکه یک واقعیت عینی است.

پایان باز؛ اما نه آرام

ماجرای «دبه‌کردن» تنها یک نماد است؛ نماد اینکه توسعه‌نیافتگی، بیش از آنکه نتیجه کمبود منابع باشد، نتیجه واگذاری قدرت به جای غلط است.

اگر این ساختار اصلاح نشود، اگر دولت ابزار توسعه را بازپس نگیرد، اگر خلق پول و سرمایه‌گذاری کلان دوباره تحت فرمان سیاست عمومی قرار نگیرد، ۱۰ هزار مگاوات خورشیدی، آخرین پروژه‌ای نخواهد بود که متوقف می‌شود.

در این میان، جمله رئیس‌جمهور در حافظه عمومی می‌ماند؛ جمله‌ای که با طنز شروع شد اما آینه‌ای شد برای بازتاب یک واقعیت جدی:
در کشوری که بانک‌ها می‌توانند آینده انرژی را وتو کنند، توسعه نه با برنامه‌ریزی، بلکه با اجازه پیش می‌رود.

لینک کوتاه : https://tolosiyasat.ir/?p=40598
   

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها