• امروز : چهارشنبه - ۲ اردیبهشت - ۱۴۰۵
  • برابر با : Wednesday - 22 April - 2026

اخبار ویژه

در حلقه اطرافیان ترامپ، زنان تنها کسانی نیستند که نگران ظاهر خود هستند چه شد که تنگه باز مجددا بسته شد؟/ مسیر تاریک دیپلماسی/ آیا چهارشنبه جنگ می شود یا توافق؟ چرا هیچکس مسئولیت «اینترنت پرو» را نمی‌پذیرد؟ تأکید دادستانی کل کشور بر استیفای حقوق مادی و معنوی ملت ایران ۳ مأمور پلیس در سراوان به شهادت رسیدند کشورهای حاشیه خلیج فارس به خاطر جنگ‌افروزی ترامپ متحمل ضرر هنگفتی شده‌اند کاسبی مشکوک میلیاردی از آتش‌بس ایران فردا کالابرگ بخش دیگری از شهروندان شارژ می‌شود پنتاگون برکناری رئیس ستاد ارتش آمریکا را تایید کرد سی و پنجمین روز از پاسخ ایران به تجاوز آمریکایی- اسرائیلی/مخفیگاه خلبان‌های آمریکایی در عراق و اردن هدف قرار گرفت / شلیک به شرکت آمریکایی اوراکل در امارات سقوط سهام در بازارهار جهانی پس از اظهارات ترامپ فوری/ موج جدید حملات به اراضی اشغالی/ حمله به اربیل عراق/ صدای انفجار در نهاریا و دبی ایران با رد شدن ۲۰ کشتی دیگر با پرچم پاکستان موافقت کرد برطرف شدن حوادث شبکه برق کشور در کمتر از ۵۵ دقیقه وال‌استریت ژورنال: آمریکا مجبور به ادامه جنگ است

9

داستان نامه‌ پیرزن به خدا/ کمک کارکنان پست به پیرزن و ناسپاسی وی

  • کد خبر : 38665
  • 24 تیر 1404 - 11:59
داستان نامه‌ پیرزن به خدا/ کمک کارکنان پست به پیرزن و ناسپاسی وی

به گزارش پایگاه خبری طلوع سیاست با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. در نامه این طور نوشته شده بود: داستان نامه‌ پیرزن به خدا خدای عزیزم بیوه زنی ۸۳ ساله هستم که زندگی ام با حقوق ناچیز بازنشستگی می گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در […]

به گزارش پایگاه خبری طلوع سیاست

با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. در نامه این طور نوشته شده بود:

داستان نامه‌ پیرزن به خدا

خدای عزیزم بیوه زنی ۸۳ ساله هستم که زندگی ام با حقوق ناچیز بازنشستگی می گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام، اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن.

کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند.

در پایان ۹۶ دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند. همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.

داستان نامه‌ پیرزن به خدا  1

عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت، تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود:

نامه ای به خدا! همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود :

خدای عزیزم، چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی. البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند.

لینک کوتاه : https://tolosiyasat.ir/?p=38665
   

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها