• امروز : پنج شنبه - ۲۹ مرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : Thursday - 20 August - 2026

اخبار ویژه

دانش آموز نخبه فارسی مشاور مدیرکل آموزش و پرورش استان فارس در هوش مصنوعی شد رژیم صهیونیستی از اقدامات او عصبانی بود ارائه تسهیلات ۵۰ میلیون تومانی به گردشگران و مسافران در بدو ورود به جزیره کیش اجماع قوای سه‌گانه بر لزوم اصلاح احکام برنامه هفتم پیشرفت براساس اولویت‌های کشور خبرنگاران؛ روایتگران مسیر جهانی‌شدن شیراز روسیه پایگاه‌های مخفی پهپادی در نزدیکی مرزهای کشورهای عضو ناتو ساخته است دولت متناسب با منابع واقعی تعهد ایجاد می‌کند ما مستقیما با مقامات سپاه در ایران صحبت می‌کنیم/ یک کانال ارتباطی مخفی با سپاه پاسداران داریم/ ایران باید پرچم سفید تسلیم را بالا ببرد تمهیدات ترافیکی مراسم چهلمین روز ‌تشییع و تدفین امام شهید تقدیر مدیرعامل شرکت آبفا هرمزگان از مدیرعامل آبفا فارس برای کمک به تداوم تأمین آب شرب مردم  سمن‌ها در پیشگیری از جرائم و آسیب‌های اجتماعی نقش آفرین هستند/ مشارکت مردم و نهادهای اجتماعی از ارکان اصلی تحقق امنیت پایدار است حجازی پورحیدری را سرمربی استقلال کرد/ روزنامه خبرورزشی دوشنبه را ببینید پزشکیان: انتصابات مدیریتی باید فارغ از ملاحظات سیاسی باشد | مأموریت رئیس‌جمهور به معاون اول و وزیر علوم برگزاری مراسم تودیع و معارفه شهردار شهر صدرا با حضور مسئولان استانی و محلی/ پژمان شفیعی به عنوان هشتمین شهردار صدرا معرفی شد آزادی بیش از ۱۰۰ مددجو در پی بازدید دادستان تهران از ندامتگاه زنان

15

داستان نامه‌ پیرزن به خدا/ کمک کارکنان پست به پیرزن و ناسپاسی وی

  • کد خبر : 38665
  • 24 تیر 1404 - 11:59
داستان نامه‌ پیرزن به خدا/ کمک کارکنان پست به پیرزن و ناسپاسی وی

به گزارش پایگاه خبری طلوع سیاست با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. در نامه این طور نوشته شده بود: داستان نامه‌ پیرزن به خدا خدای عزیزم بیوه زنی ۸۳ ساله هستم که زندگی ام با حقوق ناچیز بازنشستگی می گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در […]

به گزارش پایگاه خبری طلوع سیاست

با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. در نامه این طور نوشته شده بود:

داستان نامه‌ پیرزن به خدا

خدای عزیزم بیوه زنی ۸۳ ساله هستم که زندگی ام با حقوق ناچیز بازنشستگی می گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام، اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن.

کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند.

در پایان ۹۶ دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند. همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.

داستان نامه‌ پیرزن به خدا  1

عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت، تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود:

نامه ای به خدا! همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود :

خدای عزیزم، چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی. البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند.

لینک کوتاه : https://tolosiyasat.ir/?p=38665
   

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها