• امروز : دوشنبه - ۱۸ خرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : Monday - 8 June - 2026

اخبار ویژه

۳۵۸ کشته و ۵۱۳ مصدوم در حوادث خودروهای شوتی/۶۲درصد تلفات این خودروها مربوط به قاچاق سوخت سد تنگ‌سرخ شیراز هیچ‌گونه مجوز محیط زیستی دریافت نکرده است/ حرکت به سمت پایش الکترونیکی مناطق حفاظت‌شده افزایش مبلغ کالابرگ در چه صورتی خطر ندارد؟ انگلیس ۱ – نیوزیلند ۰/ رقیب ایران با حداقل گل به انگلیس باخت رئیس قوه قضاییه ارتحال آیت‌الله‌ فیاض را تسلیت گفت بررسی حقوقی اسناد رسمی و عادی و تبیین آثار قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول/ تفکیک میان اسناد رسمی و عادی و درک صحیح از آثار حقوقی هر یک، نقش بنیادینی در پیشگیری از اختلافات دارد پاسخ عارف به شبهات درباره تشکیل ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی «تبعات حقوقی بیمه نکردن کارگران چیست؟؛ بررسی الزامات قانونی کارفرمایان» اقدامات مثبت شرکت عمران در توسعه و بهسازی زیرساخت‌های ورزشی جزیره کیش پسر ترامپ به جنگ با ایران فرستاده می شود؟ دم خروس بیرون زد/ آمریکا تحریم های جدیدی علیه ایران اعمال کرد پیام اقدامات قاطع ایران در هرمز فلاکت جنگی! قلعه‌نویی و تیم ملی در شوک!/ ۴ مهره کلیدی جام جهانی را از دست دادند؟ با میلیاردری آشنا شوید که امپراتوری‌اش را با شرط‌بندی روی کسب‌وکارهای خسته‌کننده ساخت

10

داستان نامه‌ پیرزن به خدا/ کمک کارکنان پست به پیرزن و ناسپاسی وی

  • کد خبر : 38665
  • 24 تیر 1404 - 11:59
داستان نامه‌ پیرزن به خدا/ کمک کارکنان پست به پیرزن و ناسپاسی وی

به گزارش پایگاه خبری طلوع سیاست با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. در نامه این طور نوشته شده بود: داستان نامه‌ پیرزن به خدا خدای عزیزم بیوه زنی ۸۳ ساله هستم که زندگی ام با حقوق ناچیز بازنشستگی می گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در […]

به گزارش پایگاه خبری طلوع سیاست

با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. در نامه این طور نوشته شده بود:

داستان نامه‌ پیرزن به خدا

خدای عزیزم بیوه زنی ۸۳ ساله هستم که زندگی ام با حقوق ناچیز بازنشستگی می گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام، اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن.

کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند.

در پایان ۹۶ دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند. همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.

داستان نامه‌ پیرزن به خدا  1

عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت، تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود:

نامه ای به خدا! همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود :

خدای عزیزم، چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی. البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند.

لینک کوتاه : https://tolosiyasat.ir/?p=38665
   

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها