• امروز : سه شنبه - ۱۷ شهریور - ۱۴۰۵
  • برابر با : Tuesday - 8 September - 2026

اخبار ویژه

اهمیت تبادل تجارب مدیریت شهری در حوزه پدافند غیرعامل/ شهرداری شیراز میزبا نخستین نشست منطقه‌ای مدیران پدافند غیرعامل شهرداری‌های جنوب‌غرب کشور شد کسب ۴ مدال طلا توسط نماینده فارس در لیوان‌چینی کشور بازدید بازرس کل استان فارس از سردخانه شرکت پشتیبانی امور دام استان فارس برای مذاکرات صلح با اوکراین آماده‌ایم/ همکاری مسکو با نمایندگان آمریکا با «احساس راحتی» همراه بوده و سطح اعتماد در جریان این همکاری افزایش یافته است بعد از حوادث دی ماه پارسال، آماده جنگ تمام عیار بودیم/ با تدبیر امام شهید، برای اولین بار لیست کشته‌شدگان را اعلام کردیم/ چماق هسته‌ای دروغی بیش نبود پاسخ کوبنده خطیب جمعه تهران به ترامپ مؤسسه خیریه ریحانه سعادت به عنوان خیریه برتر مردم‌نهاد سال ۱۴۰۵ معرفی شد لبیک شعاری جواب نمی دهد/ مردم تحمل آزمون و خطای بنزینی را ندارند/ رسانه ملی خط انسجام را دنبال کند اصناف فارس با وجود مشکلات اقتصادی، در پشتیبانی از نظام و جبهه‌ها پای کار هستند مرمت مساجد جامع و خان جهرم در سریع‌ترین زمان ممکن لزوم تعامل مطلوب با هدف تسریع روند توسعه صدرا و ایجاد تحول در زندگی مردم در نشست «بررسی چالش‌ها و مشکلات جاری نظام بانکی» مطرح شد مورینیو: دلم برای مسی تنگ می‌شود؛ شما خبرنگارها من را دیوانه کردید/ حاشیه‌های این بازیکن زیاد شده ویدیو| خبردار فوتبال آرژانتین برای مسی/ بازی به احترام کینگ لئو متوقف شد! تقلید یوفا از فیفا؛ نشان ویژه برای تازه‌واردهای لیگ قهرمانان +تصاویر

30
مشاور رئیس سازمان بهزیستی کشور

وقتی خبرها سلاح می‌شوند و ذهن‌ها در محاصره روایت‌ها قرار می‌گیرند

  • کد خبر : 41097
  • 10 بهمن 1404 - 19:01
وقتی خبرها سلاح می‌شوند و ذهن‌ها در محاصره روایت‌ها قرار می‌گیرند
به قلم دکتر سعید خادمی،  یک تصویر خشونت‌آمیز، یک تیتر هیجانی یا یک ویدئوی کوتاه می‌تواند مسیر فکر یک شهروند را تغییر دهد.

به گزارش پایگاه خبری طلوع سیاست به قلم دکتر سعید خادمی،  یک تصویر خشونت‌آمیز، یک تیتر هیجانی یا یک ویدئوی کوتاه می‌تواند مسیر فکر یک شهروند را تغییر دهد.

خبر دیگر صرفاً ابزار اطلاع‌رسانی نیست؛ به‌تدریج به ابزاری برای شکل‌دهی ادراک بدل شده است. ذهن امروز به میدان اصلی منازعه تبدیل شده و هر گزاره خبری می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در جهت‌دهی افکار عمومی ایفا کند.

در شرایط عادی، نزدیک به ۸۰ درصد ایرانیان به اینترنت دسترسی دارند و بخش قابل توجهی از آن‌ها به‌طور فعال از پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند. با این حال، هنگامی که دسترسی به این شبکه‌ها محدود می‌شود و جریان اطلاعات به منابع رسمی با دامنه پوشش محدود و اعتماد اجتماعی تضعیف‌شده تقلیل می‌یابد، ذهن مخاطب نه آگاه‌تر، بلکه تنها‌تر می‌شود. در چنین وضعیتی، شهروندی که به روایت‌های متکثر و شفاف داخلی دسترسی ندارد، ناخواسته به سمت رسانه‌های بیرونی، شبکه‌های ماهواره‌ای و روایت‌هایی سوق پیدا می‌کند که الزاماً متعهد به واقعیت اجتماعی ایران نیستند. اینجاست که خلأ اطلاع‌رسانی، به‌جای افزایش امنیت شناختی، میدان را برای تقویت روایت‌های جهت‌دار و عملیات ادراکی دشمن فراهم می‌کند.

نمونه‌های جهانی نشان می‌دهد این پدیده محدود به یک کشور یا یک مقطع خاص نیست. در تحولات اوکراین در سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴، مسئله فقط حجم اعتراضات یا گستره نارضایتی‌ها نبود، بلکه شیوه روایت آن‌ها اهمیت تعیین‌کننده داشت. رسانه‌ها با انتخاب هدفمند تصاویر خشونت‌آمیز، تمرکز مستمر بر درگیری‌های خیابانی، استفاده از واژگان خاص و حذف زمینه‌های سیاسی و اقتصادی، مخاطب را در وضعیت هیجانی دائمی نگه داشتند. در این چارچوب، خشونت به قاب مسلط خبر تبدیل شد و سایر ابعاد واقعیت به حاشیه رانده شد. چنین روایتی فرصت تحلیل عقلانی را محدود کرد و به‌تدریج فضای عمومی را به سمت پذیرش برداشت‌هایی سوق داد که از پیش طراحی شده بودند؛ بدون آن‌که الزاماً نیازی به جعل آشکار واقعیت وجود داشته باشد.

در انتخابات ایالات متحده در سال ۲۰۱۶ نیز ابعاد پیچیده‌تری از این روند مشاهده شد. تبلیغات هدفمند، استفاده گسترده از داده‌های رفتاری، فعالیت حساب‌های کاربری جعلی و بازنشر شایعات، نه‌تنها جریان اطلاعات، بلکه احساسات جمعی را دست‌کاری کرد. نتیجه، شکل‌گیری واکنش‌های قطبی و تعمیق شکاف‌های اجتماعی بود؛ وضعیتی که در آن بسیاری از تصمیم‌های سیاسی و اجتماعی، نه بر اساس داده‌های معتبر، بلکه بر پایه روایت‌های احساسی و جهت‌دار اتخاذ شد.

در هر دو تجربه، سه لایه اصلی جنگ شناختی به‌طور هم‌زمان فعال بود: لایه روایت و معنا که تعیین می‌کرد چه چیزی برجسته شود و چه چیزی نادیده بماند؛ لایه هیجانی و روانی که ترس، خشم یا همدلی را در جامعه تقویت می‌کرد؛ و لایه رسانه‌ای و ارتباطی که با تکرار مستمر پیام‌ها و تصاویر، چارچوب تحلیل عمومی را تثبیت می‌کرد. این لایه‌ها به‌گونه‌ای عمل می‌کنند که مخاطب، اغلب بدون آن‌که متوجه فرآیند اثرگذاری شود، به نتیجه‌ای مشخص در تحلیل رویدادها می‌رسد.

در ایران نیز نمونه‌های ملموسی از این سازوکار قابل مشاهده است. در برخی مقاطع حساس اقتصادی و سیاسی، روایت‌های اولیه‌ای که در فضای مجازی منتشر شده‌اند، حتی پس از ارائه توضیحات رسمی، در ذهن بخش‌هایی از جامعه تثبیت شده‌اند. پاسخ‌های دیرهنگام، کلی یا فاقد جزئیات، نه‌تنها نتوانسته‌اند روایت‌های نادرست را اصلاح کنند، بلکه گاه به تقویت آن‌ها انجامیده‌اند. در این شرایط، واقعیت نه بر اساس صحت و دقت، بلکه بر مبنای «اولین روایت شنیده‌شده» یا «روایت شنیده شده ی پرتکرار از رسانه مورد اعتماد» قضاوت می‌شود.

شرایط دشوار اقتصادی، فشارهای معیشتی و احساس نابرابری، جامعه را نسبت به پیام‌های هیجانی حساس‌تر کرده است. نسل جوان، که سهم بیشتری از مصرف رسانه‌ای را به خود اختصاص می‌دهد، بیش از دیگران در معرض این فضا قرار دارد. هم‌زمان، شکاف نسلی و کاهش دسترسی به منابع متنوع و معتبر اطلاعاتی، پذیرش روایت‌های ساده‌سازی‌شده و احساسی را تسهیل کرده و واکنش‌های قطبی را تشدید می‌کند. واکنش قطبی زمانی شکل می‌گیرد که جامعه به‌تدریج توان دیدن طیف‌های میانی را از دست می‌دهد و افراد ناخواسته به دو سوی متضاد رانده می‌شوند؛ جایی که گفت‌وگو جای خود را به تقابل و برچسب‌زنی می‌دهد.

محدودسازی شبکه‌های اجتماعی در چنین فضایی، اگر با تقویت شفافیت و جامعیت رسانه‌های داخلی همراه نباشد، نتیجه معکوس خواهد داشت. کاهش دسترسی به شبکه‌ها، در حالی که رسانه‌های رسمی نتوانسته‌اند پاسخ‌گوی همه پرسش‌ها و نیازهای اطلاعاتی جامعه باشند، شفافیت را کاهش می‌دهد و اطلاع‌رسانی صحیح را مختل می‌کند. این خلأ، میدان نفوذ رسانه‌های ماهواره‌ای و روایت‌های بیرونی را گسترش می‌دهد و ذهن جامعه را در معرض اثرگذاری شدیدتری قرار می‌دهد.

جنگ شناختی فراتر از جنگ روانی یا عملیات نرم تعریف می‌شود. هدف آن تغییر چارچوب تحلیل مخاطب و بازآرایی ادراک اوست؛ حتی بدون تحریف مستقیم واقعیت‌ها. هر پیام، تصویر یا ویدئو می‌تواند به ابزاری برای هدایت ذهن مخاطب به سمت تصمیمی خاص تبدیل شود. این جنگ بر پایه انتخاب روایت‌ها، جهت‌دهی هیجانات جمعی و بازتولید مستمر اطلاعات در بستر رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی عمل می‌کند.

مقابله با این وضعیت نه از مسیر سانسور می‌گذرد و نه با انکار مسئله ممکن است. راه مؤثر، شفافیت، پاسخ‌گویی به‌موقع و ارائه روایت‌های معتبر و بدیل است. رسانه‌ها و روابط عمومی‌ها، اگر بتوانند روایت‌های دقیق، قابل فهم و به‌هنگام ارائه دهند و هم‌زمان سواد رسانه‌ای جامعه را تقویت کنند، می‌توانند نقش مهمی در کاهش اثر عملیات شناختی ایفا کنند. هر ذهن پرسشگر و تحلیل‌گر، به‌مثابه یک خط دفاعی در برابر دست‌کاری ادراک عمومی عمل می‌کند.

در نهایت، این نبرد، نبردی بر سر ادراک، معنا و اعتماد است. تجربه‌های داخلی و خارجی نشان می‌دهد هرچه دسترسی به اطلاعات معتبر افزایش یابد و توان تحلیل روایت‌ها در جامعه تقویت شود، اثرگذاری روایت‌های هیجانی و جهت‌دار کاهش پیدا می‌کند. جامعه‌ای که بتواند میان خبر، تحلیل و روایت تمایز قائل شود، کمتر در معرض محاصره ذهنی قرار می‌گیرد و سرمایه اعتماد عمومی در آن پایدارتر خواهد ماند.

 

✍️ سعید خادمی

مشاور رئیس سازمان بهزیستی کشور در امور فرابخشی و ارتباطات

راهبـر روابط عمومی و امور بین‌الملل

لینک کوتاه : https://tolosiyasat.ir/?p=41097
  • نویسنده : دکتر سعید خادمی
  • ارسال توسط :
  • منبع : پایگاه خبری طلوع سیاست
   

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 1در انتظار بررسی : 1انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها